تبليغاتX
هیئت فرهنگی مذهبی آل یاسین خالدآباد

هیئت فرهنگی مذهبی آل یاسین خالدآباد

تیم فوتسال آل سین

چهارشنبه بیست و یکم دی 1390

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:26 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

عطر انتظار

سه شنبه ششم دی 1390

گرچه خسته ام ،

گرچه دلشکسته ام ،

باز هم گشوده ام ، دری به روی انتظار

تا بگویمت ، هنوز هم

با آن صدای آشنا امید بسته ام.

 

 

ای تو صاحب زمان !

ای تو صاحب زمین !

دل، جدا زیاد تو

آشیانه ای خراب و بی صفاست.

یاد سبز و روح بخش تو

یاد لطف بی نهایت خداست

گرچه باغ سینه ام ،

ای گل محمدی، به عطر نامت آشناست

آنکه در پی تو نیست ، کیست؟

آنکه بی بهانه تو زنده است ، در کجاست؟

 

 

ای کرامت وجود !

باد غربتی کع می وزد به کوچه های بی تو ،

بوی مرگ می دهد ،

بوی خستگی – فسردگی .

کوچه ها در انتظار یک نسیم روح بخش ،

یک پیام آشنا و دلنواز ،

سینه را گشوده اند.

کوچه های ما همیشه عاشق تو بوده اند.

 

 

ای کبوتر دلم، هوایی محبتت !

سینه ام ،

آشنای نعمت غم است

گر هزار کوه غم رسد، هنوز هم کم است.

از درون سینه ام

ناله های مرغ خسته ای به گوش می رسد.

بالهای زخمی ام ، نیازمند مرهم است.

 

 

صبحگاه جمعه ها ،

آفتاب یاد تو  ز «ندبه» های ما طلوع می کند.

آنکه شب پس از دعا ،

با سرود اشتیاق و نغمه امید،

با دلی سفید خواب رفته است ؛

روز را به شوق دیدنت شروع می کند.

ای تو معنی امید و آرزو !

ای برای انتظار عاشقانه ، آبرو !

عشق های پاک ،

در میان خنده ها و گریه های عاشقان ،

پیش عصمت الهی ات، خضوع می کند.

 

 

ای بهانه ای برای زیستن !

اشتیاق ،

همچو سبزه بهار هر طرف دمیده است.

جمکران ،

جلوه ای از انتظار و شوق ماست.

ای بهار جاودان !

ای بهار آفرین !

ما در انتظار مقدم توییم ،

ای امید آخرین !

 

 

ای عزیز دل، پناه شیعیان !

ای فروغ جاودان !

سایه بلند نام و یاد تو ،

از سر و سرای عاشقان بیقرار، گم مباد !

قامت بلند شوق،

جز بر استان پر شکوه انتظار ، خم مباد !

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:20 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

همایش جهانی حضرت علی اصغر(ع)

جمعه یازدهم آذر 1390
42434814101891061420.gif

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:19 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

مراسم معنوي دعاي عرفه

دوشنبه نهم آبان 1390

تا بال به بال عشق بستی                  تا هست جهان همیشه هستی

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد. دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.

در اين روز حجاج بيت ا... الحرام با وقوف در صحراي عرفات با خداي خويش به مناجات مي پردازند و دعاي عرفه امام حسين(ع) را قرائت مي كنند.

به همين مناسبت با شركت در مراسم پرفيض و ملكوتي

دعــــــــــــــاي عــــــــــــــــــــــــــــــــرفه

سیر اندیشه در آفاق جهان و تضرع به درگاه لایزال الهی ، با ريختن اشك عشق،

از معبود خود طلب عفو كرده و براي گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهي طلب مغفرت می کنیم.

زمـان: يكشنبه ، 15/8/90 ، ساعت 2 بعدازظهر

مكـان: حسينــيه مركـــزي خالــدآبـاد

«هيئت فرهنگي ،مذهبي متوسلين به آل ياسين شهر خالدآباد»

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:11 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

آدينه

پنجشنبه پنجم آبان 1390
 
صبح بی تو، رنگ بعداز ظهر یک آدینه دارد

بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد

بی تو می گویند:تعطیل است کار عشق بازی

عشق،اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد

جغد، بر ویرانه می خواند به انکار تو اما

خاک این ویرانه ها، بویی ازآن ویرانه دارد

خواستم از رنجش دوری بگویم، یادم آمد

عشق با آزار، خویشاوندی دیرینه دارد

در هوای عشق تو پر می زند با بی قراری 

آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد

نا گهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید

آن که در دستش کلید شهر پر آیینه دارد

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:38 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

دلایل عریضه‌ نویسی در چاه مسجد مقدس جمکران

شنبه سی ام مهر 1390
دبیر شورای عالی فرهنگی مسجد جمکران با تأکید بر اینکه هیچ چاهی موضوعیت ندارد چاه جمکران را به دلیل حس و حال معنوی حاصل از فضا مورد توجه دانست و یادآور شد: نامه‌نگاری با خالق هستی و انتظار برای پاسخ شیرین است و عریضه‌ها به دلیل وجود اسماء متبرکه به آب سپرده می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ حجت الاسلام مرتضی وافی دبیر شورای عالی فرهنگی و برنامه‌ریزی مسجد جمکران در رابطه با چاه جمکران و موضوعات مربوط به آن گفت: عریضه نویسی یکی از راههای توسل است و توسل جزو مبانی دینی ما است . به طور طبیعی عریضه نویسی یکی از راههای توسل است و با مستندات فراوان این امر در سیره علما از سید بن طاووس تا آیت الله بروجردی و دیگران مشاهده شده است.

وی افزود: در رابطه با عریضه نویسی کتابهایی نوشته و منتشر شده از جمله کتابی که در رابطه با عریضه نویسی و آداب عریضه نویسی در انتشارات مسجد جمکران منتشر شده است که اصل جریان عریضه نویسی را تأیید می کند.


ادامه مطلب...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:1 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

دعا کنید بیاید مسافری که نیامد

شنبه نوزدهم شهریور 1390
 

دعا کنید بیاید مسافری که نیامد

وکوچه کوچه بنازم به عابری که نیامد

دوباره مثل گذشته تمام فاصله ها را

غزل غزل بنویسم به شاعری که نیامد

شکسته بغض غرورم در انتظار عجیبی

دعا کنید بیاید مسافری که نیامد

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 12:52 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

ماهيت روزه در اسلام

شنبه پانزدهم مرداد 1390

چكيده:

پژوهش حاضر به تبيين ماهيت روزه در اسلام پرداخته از اين در گام نخست به بيان پيشينه روزه در اديان ابراهيمي و اسلام پرداخته شده سپس تعريفي از ماهيت روزه (با تكيه بر نمود ظاهري آن) ارائه شده است. سپس در گام اصلي پژوهش، به بيان شرايط و ماهيت اصلي روزه پرداخته شده شرايطي كه نخوردن و ... را تنها شروط لازم مي‌داند نه كافي و شروط ديگري هم در آن طرح مي‌نمايد كه توجه انسان را از ظواهر به معنويات و روحيات دروني انسان سوق مي‌دهد كه شرايط كمال يك روزه است.

در قدم بعد آثار روزه در مراحل مختلف مطرح مي‌شود، خصوصاً اينكه در مرحله كمال روزه، آثار واقعي آن و بزرگي از آن نصيب روزه دار مي شود.

پس از آن، به كاربرد روزه در قوانين اجتماعي پرداخته شده و اينكه مثلاً دو مقوله كفاره و قصاص در برخي موارد با روزه سامان گرفته است.


ادامه مطلب...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 0:21 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

فرهنگ انتظار

جمعه دهم تیر 1390

فرهنگ انتظار بايسته هايي دارد كه بر دو نوع است .
اول بايسته هاي نظري كه شامل شناخت نظري و همه جانبه مهدويت و انتظار و نيز مطالعه در احوال و تاريخ زندگي حضرت مهدي (عج ) آن پيشواي بزرگ است .
دوم بايسته هاي عملي كه ايجاد رابطه عاطفي و معنوي با وجود مقدس امام زمان (عج ) پيروي از فرمانهاي او و آراستگي به فضيلتهايي است كه شايسته ياران مهدي (عج ) است .
اولين ومهمترين ويژگي فرهنگ مهدويت شناخت كامل و راستين وجود گرانقدار امام زمان (عج ) اين ذخيره بزرگ خداوندي است . اهتمام بر شناخت امام لزوم تبعيت وي را در پي خواهد داشت و پيروي از امام نيز ما را در مسير تربيت الهي قرار خواهد داد. انسان با شناخت صفات و ويژگي هاي پيشوايان خود را به صفات ممتاز آنان نزديك مي سازد و راه كمال را در پيش مي گيرد. انديشه در نامها و نشانهاي او تامل در نامه ها و فرمانهاي او تفكر در حكمت و اسرار غيبت تدبر در هدايت معنوي و ولايت تشريعي و تكويني در گستره شناخت امام قابل توجه است .
در روايتهاي فراواني از امامان معصوم (ع ) نيز به شناخت امام زمان (عج ) تاكيد شده است . رسول خدا(ص ) مي فرمايد : « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهليه )
(هر كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد در مرگ جاهليت مرده است ).
انتظار سازنده
انتظار رفع تكليف نيست بلكه فهم تكليف است . از بايسته هاي فرهنگ انتظار درك درست و كامل مفهوم انتظار است . در قاموس بعضي از منتظران انتظار به مفهوم منتظر بودن و دست روي دست گذاردن و همه چيز را به حال خود رها كردن است تا سرانجام امام با ظهور خويش جهان را از فساد و تباهي برهاند. در واقع اين همان انتظار مخرب و ويرانگر و به نوعي رفع تكليف است . انسان با چنين برداشتي از مفهوم انتظار هرگز نمي تواند در جهت اصلاح جامعه گام بردارد.
در انتظار سازنده كه منتظران واقعي دريافت صحيحي از واژه انتظار دارند فهم تكليف نهفته است . منتظر با فهم تكليف به عدالت مي انديشد از هرگونه ظلم و بي عدالتي گريزان است و با هدف فراهم آوردن زمينه هاي دادگري و اصلاح فردي و اجتماعي مي كوشد. بر اساس اين عقيده شخص منتظر با آنكه مشتاق ديدار امام دادگر است خود نيز به مسئوليتهايش آگاه است و در راه دست يابي به آرمانهاي متعالي اش گام بر مي دارد از اين رو ياران مهدي موعود را بايد در ميان جان بركفان انقلاب و دين و حرمت گزاران به خانواده شهيدان وصالحان و نيكان يافت نه در ميان ساكنان ديار بي خبري و نه در جمع رفاه زدگان عافيت طلب .
انتظار در اين مفهوم فلسفه مقاومت است نه عامل تسليم انتظار آگاهانه جز اصلاح و راستي ثمري ندارد وبديهي است كه دستاورد مهم چنين انتظاري اميد به آينده اي روشن است .

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:23 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

احادیثی در مورد ظهور امام زمان(ع)

جمعه بیستم خرداد 1390
 امام هادی (ع) می فرمایند : وقتی امام زمانتان غائب شد ، فرج آن حضرت را از زیر گام های خود انتظار داشته باشید .

 امام خمینی (ره) می فرمایند : تمام ... خودشان را مهیا کنند برای ملاقات حضرت مهدی .

 مقام معظم رهبری : انتظار فرج معنایش این نیست که انسان بنشیند ، دست به هیچ کاری نزند و هیچ اصلاحی  را وجهه همت خود نکند و صرفا دل خوش کند به این که ما منتظر امام زمان (ع) هستیم ...

 نامه امام زمان (ع) به شیخ مفید (ره) که پیام معروف حضرت به شیعه است :

 اگر شیعیان ما که خداوند آنها را به اطاعت خویش موفق فرماید : با دل های یکپارچه با عهدی که با ما بسته اند وفا می کردند ، میمنت دیدار با ما هیچگاه از آنها به تاخیر نمی افتاد و یقینا در کوتاهترین زمان و به سرعت ،  سعادت حضور در نزد ما با معرفتی راستین و والا از سوی آنها به ما ، نصیبشان می شد .

 اما تنها مانعی که بین ما و آنها وجود دارد ، اعمالی است که از آنها به ما گزارش می شود که ما را خوشایند نیست و از آنها چنین اعمالی را انتظار نداریم .... 

  امام زمان (ع) می فرمایند : خداوند من را به خاطر شما در این زندان دنیا ، عمر طولانی داده تا به وضعیت  شما سروسامان دهم و دست شما را بگیرم و به سر منزل مقصود برسانم تا گرگان درنده بر شما مسلط نشوند .

 اما شما به سرعت و به دلیل جهل یه حقیقت و معرفت ما اهل بیت ، به سوی همان گرگان درنده می روید .


ادامه مطلب...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 8:5 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

حکایاتی از آئین همسرداری وادب زهرا (س):

جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390

الف - زهرا از دیدگاه علی (ع) :

پاسخ صریح وزیبای علی (ع) به پیامبر (ص) در فردای عروسی ، فاطمه را بهترین یار ومدد کاردر طاعت حق معرفی می کند . وقتی که پیامبر (ص) از او پرسید : زهرا را چگونه یافتی ؟ عرض کرد : نعم العون علی طاعه الله . فاطمه چه خوب یاوری برای طاعت الهی است ..

 

ب -  ایثار وتعاون زهرا (س) :

ایثار واز خودگذشتگی یکی از مهمترین عوامل استحکام روابط میان اعضای یک مجموعه است ، نمونه ای از ایثار وگذشت در زندگی هر انسانی نشانه بزرگی روح وعلو همت اوست . در زندگی فاطمه (س) وایثار در برابر شوی بزرگش نمونه های بارزی به چشم می خورد . هنگامی که پیامبر آندو را مشغول کار دید از آنها پرسید کدامیک از شما خسته ترید ؟ هر یک از آنها دیگری را مقدم دانسته واو را خسته از مشقت کار ذکر کرد.


ادامه مطلب...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 19:9 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

هوای تو

جمعه نوزدهم فروردین 1390
دلم مثل غروب جمعه ها دارد هوایت را
کجا واکرده ای این بار گیسوی رهایت را؟
کجا سر در گریبان بردی و یاد من افتادی
که پنهان کرده باشی گریه های های هایت را
خیابان «ولی عصر» بی شک جای خوبی نیست
که در بین صداها گم کنی بغض صدایت را
تو هم در این غریبستان وطن داری و می دانی
بریده روزگار بی تو صبر آشنایت را
نسیمی از نفس افتاده ام از نیل ردّم کن
رها کن در میان خدعه ماران عصایت را
نمی خواهم بجنگم در رکابت... مرگ می خواهم
به شمشیر لقا از پی بخشیدم عطایت را
فقط یک بار از چشمان اشک آلود من بگذر
که موجا موج هر پلکم ببوسد جای پایت را...
... گل امّید را در روز بی خورشید خیری نیست
شب است و می کشی روی سر دنیا عبایت را

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 12:11 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

علائم ظهور امام زمان(عج)

چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389
ظهور حضرت حجت(عج) از اموري است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكيد شده و در حتميت آن ذره اي شك و شبهه وجود ندارد. پيش از اين گفتيم كه در آياتي نظير آية 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانرواي زمين گردند و بر آن سيطره يابند.
صحبت كردن از حضرت مهدي(ع) و نشانه هاي ظهور ايشان در واقع صحبت كردن از حوادثي است كه بناست در آينده اتفاق بيفتد و لذا بجاست كه از خود بپرسيم: اگر در مورد احاديث نقل شده در اين زمينه بررسي اسناد صورت گرفت و مطمئن شديم كه آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آيا مي توان مطمئن بود كه حتماً همة آن حوادث آن گونه كه در روايات شريف ما آمده اند وقوع يابند؟ پاسخ به اين پرسش در كتب عقيدتي و فلسفي تحت عنوان «بداء» داده مي شود كه طي اين بخش از مطالب به آن مي پردازيم.

ادامه مطلب...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:47 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

55 حدیث درباره امام زمان (عج)

چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389
نفع بردن از من در زمان غيبتم مانند نفع بردن از خورشيد هنگام پنهان شدنش در
پشت ابرهاست و همانا من ايمنی بخش اهل زمين هستم ، همچنانکه ستارگان ايمنی 
بخش اهل آسمانند .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 181.)


2.تصرف کردن در مال ديگری بدون اجازه صاحبش جايز نيست .
(وسائل الشيعة ، ج 17، ص 309.)


3.من ذخيره خدا در روی زمين و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم .
(تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 392.)


3.ملعون است ، ملعون است کسی  که نماز مغربش را به تأخير بيندازد ، تا زمانی که
ستارگان آسمان پديدار شوند .
(بحار الأنوار ، ج 52، ص 15.)


5.هيچ چيز مانند نماز بينی  شيطان را به خاک نمی مالد ، پس نماز بگزار و بيني
شيطان را به خاک بمال .
(بحار الأنوار ، ج 53، ص 182.)


ادامه مطلب...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:42 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

فلسفه قیام عاشورا

جمعه دهم دی 1389

(اِنَّ اْلحُسينَ مِصْباحُ الْهُدي وسَفينَهُ النّجاهِ)

((بدرستي كه امام حسين(ع)چراغ هدايت وكشتي نجات است)) 

الف:بیعت خواستن یزید از امام حسین

 در حادثه كربلا ما به مسائل زیادی بر می خوریم در یك جا سخن از بیعت خواستن یزید از امام حسین و امتناع امام از بیعت، در یكجا دعوت مردم كوفه از امام حسین و پذیرفتن امام ولی در جایی بدون توجه به مسئله بیعت و بدون توجه به درخواست دعوت كوفیان حضرت حسین (ع) از اوضاع حكومت انتقاد می كند. از فساد و حرام خواریها و ظلم و ستم انتقاد می كند و اینجا  امر به معروف و نهی از منكر را لازم می بیند.

البته حقیقتاً باید گفت همه این سه مورد تاثیر داشته است چون پاره ای از عكس العملهای امام بر اساس امتناع از بیعت پاره ای بر اساس دعوت مردم كوفه و پاره ای بر اساس مبارزه با منكرات و فسادهای آن برهه از زمان صورت گرفته است. حال باید دید دو عامل اصلی قیام چه بوده است. و باید دید كدام عامل تاثیری به سزایی داشته است.

توضیح عكس العمل اول را همه شنیده ایم كه معاویه با چه وضعی به حكومت رسید وقتی اصحاب امام حسن مجتبی (ع)، آنقدر سستی كردند امام یك قرارداد موقت با معاویه امضاء كردند در مفاد این صلحنامه آمده بود كه بعد از مرگ معاویه مقام خلیفه مسلمین به امام حسن برسد و اگر ایشان به شهادت رسیده بودند به برادرش امام حسین منتقل شود برای همین معاویه امام حسن مجتبی را مسموم نمودند تا مدعایی نماند و خود معاویه می خواست حكومت را به شكل سلطنت و موروثی در بیاورد. تا زمان معاویه ، مسئله خلافت و حكومت یك مسئله موروثی نبود و فقط دو طرز تفكر بود:

الف: یك طرز تفكر كه خلافت، فقط شایسته كسی است كه پیغمبر او را منصوب كرده باشد.

ب: یك طرز تفكر دیگر این بود كه مردم حق دارند خلیفه ای برای خودشان انتخاب كنند و این مسئله در میان نبود كه یك خلیفه برای خود جانشین معین كند اما تصمیم معاویه از همان روزهای اول این بود كه نگذارد خلافت از خانه اش خارج شود ولی خود معاویه احساس می كرد این كار فعلا زمینه مساعدی ندارد و كسیكه او را به این كار تشویق و تشجیع نمود مغیره بن شعبه (لعنه ا…) بود چون مغیره خودش طمع حكومت كوفه را داشت مغیره همان شخصی بود كه با غلاف شمشیر به پهلوی خانم زهرا (س) زد و همان مغیره ای كه قبلا هم حاكم كوفه بوده است و از اینكه معاویه او را عزل نموده بود ناراحت بود. برای همین مغیره به شام رفت و به یزیدبن معاویه گفت نمی دانم چرا معاویه درباره تو كوتاهی می كند دیگر معطل چیست؟ چرا تو را جانشین خودش نمی كند یزید گفت پدر فكر می كند این قضیه عملی نیست مغیره گفت عملی است چون هر چه معاویه بگوید مردم شام اطاعت می كنند و مردم مدینه را مروان حكم و از همه جا مهمتر و خطرناكتر كوفه (عراق كنونی) است این هم بعهده من.

یزید به نزد معاویه رفت و مطالب مغیره را گفت وقتی معاویه ، مغیره را احضار نمود مغیره با تملق گویی و منطق قویی كه داشت معاویه را قانع می سازد معاویه هم برای بار دوم به او ابلاغ حكومت كوفه را می دهد (البته این جریان بعد از شهادت امام حسن مجتبی یعنی سالهای آخر عمر معاویه بوده است) مردم كوفه و مدینه با پیشنهاد مغیره و مروان مخالفت كردند لذا معاویه مجبور شد خودش به مدینه برود . معاویه پس از تسلط كامل بر محیط داخلی و پهناور اسلام كه از افریقای شمالی تا حدود چین توسعه یافته بود اولین و بزرگترین اشتباه خودش راجع به سیاست خارجی را مرتكب شد چون وقتی تصمیم گرفت پسر جوان و نالایقش را ولیعهد كند ولی مردم نپذیرفتند و او شكست خورد برای رسیدن به این قصد شومش مرتكب جنایت بزرگی شد و آن این بود كه با امپراطور روم كه نیرومندترین دشمن خونین اسلام و مسلمانان بود به نفع قصد شومش صلح كرد و با این عمل جلوی پیشروی اسلام را در اروپا متوقف ساخت و برای تهدید یك طرفردار نیرومند كه تاج و تخت یزید را پشتیبانی كند حاضر شد باجی هم به دولت روم بدهد.

معاویه زمانیكه كه خودش به مدینه رفت سه نفر كه مورد احترام مردم بودند را خواست (امام حسین –(ع) عبدالله بن عمر فرزند خلیفه دوم ، عبدالله بن زییر، همان شخصی كه به امام علی خیانت كرد و مسبب جنگ جمل شد) معاویه سعی كرد با چرب زبانی به آنها برساند كه صلاح اسلام ایجاب می كند حكومت ظاهری در دست یزید باشد ولی كار در دست شما تا اختلافی میان مردم رخ ندهد حتی به آنها گفت شما فعلا بیعت كنید ولی آنها قبول نكردند. معاویه هنگام مردن، سخت نگران وضع پسرش یزید بود و به او نصایحی كرد كه اگر یزید جامه عمل می پوشاند یقیناً بیشتر می توانست حكومت كند نصایح این بود (ای پسر جان، من رنج بار بستن را از تو بر داشتم، كارها را برایت هموار كردم و دشمنانت را راحت نمودم و رقیبان عرب را زیر فرمانت آوردم مردم حجاز را منظور دار كه اصل تو هستند هر كس از آنها به نزد تو آمد گرامیش دار و هر كدامشان را هم غایب بود احوالش را بپرس اهالی عراق را منظور دار. و اگر خواستند حاكمی را از آنها عزل كنی دریغ نكن چون عزل یك حاكم، آسانتر از برابری با صد هزار شمشیر است اهل شام را هم منظور دار كه اطرافیان نزدیك و ذخیره تو هستند و اگر از دشمنی در هراس یودی از آنها یاری بجو و چون موفق شدی آنها را به وطن خودشان برگردان زیرا  اگر در سرزمین دیگر بمانند اخلاقشان بر می گردد. سپس معاویه می نویسد پسرم من نمی ترسم كه كسی در حكومت با تو نزاع كند مگر 3 نفر حسین بن علی – عبدالله بن زییر- عبدالله بن عمر ]چون هر سه خلیفه زاده بودند.

حسین بن علی شخصی است كه اهل عراق او را رها نكنند و او را وادار به خروج می كنند اگر خروج كرد و برابر او پیروز شدی از او درگذر كه با تو خویشی نزدیك دارد و احترام و خلق او بسیار است و او نوه پیامبر است. اما عبدالله بن عمر اهل عبات است و اگر تنها بماند با تو بیعت می كند. ولی عبدالله بن زبیر اگر بر تو خروج كرد و بر او پیروز شدی بند از بندش جدا كن و تا بتوانی خون دیگران قوم خود را حفظ كن.

معاویه می دانست این سه نفر یقیناً اعتراض خواهند كرد چون اعتراض آنها به نظر معاویه بدین دلیل بود كه اگر خلافت به ارث برده می شود ما هم باید وارث باشیم و اگر خلافت به سابقه و لیاقت است هزاران مسلمان با سابقه و لیاقت است هزاران مسلمان سابقه دار تر از یزید هم وجود داشت و این اعتراضات واقعاً در ذهن اكثر مسلمان بود معاویه در این نصایح كاملا پیش بینی كرده بود كه اگر یزید با امام حسین (ع) به خشونت رفتار كند و دست خود را به خون آغشته كند دیگر نمی تواند خلافت خود را ادامه دهد بقول بنی امیه متأسفانه یزید نتوانست سیاست مرموزانه پدرش را اعمال كند و سیاستی غلط را اعمال نمود و زحمات 50 ساله امیر را رشته كرد . معاویه فردی زیرك بود و خوب می دانست و می توانست پیش بینی كند بر عكس یزید كه اولا جوان بود ثانیا مردی بود كه اشراف زاده و با لهو و لعب مانوس شده بود و كاری كرد كه در درجه اول به زبان خاندان بنی امیه و ابوسفیان تمام شد.

بعد از اینكه معاویه در نیمه رجب سال 60 هـ . ق به درك رسید یزید به حاكم مدینه ولید بن عقبه ابوسفیان (نوه ابوسفیان) نامه ای می نویسد و مرگ معاویه را اطلاع می دهد و طی نامه ای خصوصی دستور داد از حسین بن علی (ع) و عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر بیعت بیگرد و اگر بیعت نكردند سرشان را برای من بفرست وقتی ولید بن عقبه نامه یزید را دریافت كرد امام بعد از سه روز حركت كرد. (علتش را انشاءالله در تاریخ واقعه كربلا تا شهادت خواهیم گفت) و به مكه هجرت نمود و شاید فكر شود كه هجرت  بدین جهت بوده است كه مكه حرم امن الهی است و خون حضرت را نمی ریزند خیر بلكه اولا اعلام مخالفت خودش را اعلام كرد ثانیا اگر در مدینه می ماند صدایش آنقدر به عالم اسلام نمی رسید و اگر شهید هم می شد خونش تاثیر زیادی نداشت برای همین صدایش در اطراف پیچید كه امام حاضر به بیعت نشده است ثالثاً و از همه مهمتر امام حسین سوم شعبان وارد مكه شد و ماههای شعبان ، رمضان، شوال، ذی القعده و تا هشت ذی الحجه در مكه ماند ماههایی مهم كه مردم جهت حج عمره آنجا می آمدند تا اینكه 8 ذی الحجه رسید و مردم كه برای حج تمتع لباس احرام می پوشیدند و می خواهند به سوی منی و عرفات بروند همان لحظه ناگهان امام حسین (ع) اعلام می كند من می خواهم به طرف عراق و به سوی كوفه بروم یعنی پشت به حج و كعبه می كند و اعتراض و عدم رضایت خودش را به این شكل اعلام می كند. البته مسئله بیعت مسئله اصلی قیام نیست فقط تأثیرش این بود كه جرقه این حادثه عظیم كربلازده شود.

ب: دعوت مردم کوفه

در آن روز جهان اسلام سه مركز بزرگ و موثر داشت مدینه كه دارالهجره بود. شام كه دارالخلافه و كوفه كه قبلا دارالخلیفه بود و امیرالمومین علی (ع) در آنجا مركز حكومت خود قرار داده بود. بعلاوه كوفه شهری جدید التاسیس بود كه بوسیله سربازان اسلام در زمان عمر بن الخطاب (ل) ساخته شد و آنرا سربازخانه اسلامی می دانستند، وقتی مردم كوفه می فهمند كه امام با یزید بیعت نكرده نامه به امام می نویسد كه اگر به كوفه بیائید ما شما را یاری می كنیم و تاریخ قضاوت خواهد كرد كه زمینه مساعد بود ولی امام حسین از این فرصت طلائی استفاده نكرد و اگر پاسخ مثبت دهد می دانست كوفیان غیرت ندارند و ناكس هستند و تجربه داشت كه به پیامبر(ص) و علی (ع) و امام حسن (ع) خیانت كرده بودند. متأسفانه وقتی این تاریخها بدون تحلیل و فكر خوانده شوند عده ای دیگر فكر خواهند كرد كه اگر امام در خانه راحت نشسته و كاری ندارد كه به اسلام چه بلائی دارد وارد می شود و فكر می كنند امام را تنها چیزی كه حركت داد دعوت مردم كوفه بوده است در صورتیكه امام حسین آخر ماه رجب كه اوایل حكومت یزید بود برای امتناع از بیعت از مدینه خارج شد و چون مكه حرم امن الهی است و آنجا امنیت بیشتری وجود دارد لذا امام به مكه شرفیاب شدند ولی نامه كوفیان در 15 رمضان به امام حسین (ع) رسید یعنی یكماه و نیم بعد از اینكه امام نهضت خود را با عدم بیعت شروع نمودند نامه ها به دست امام رسید بنابراین دعوت مردم كوفه موضوع اصلی در این نهضت نبود بلكه در یك امر فرعی دخالت داشت. ماه رجب و شعبان كه ایام انجام حج عمره است مردم از اطراف به مكه می آیند و بهتر می توان آنها ارشاد نمود بعد از این ایام هم كه موسم جمع تمتع می رسد و فرصت مناسبی برای تبلیغ است.

بنابراین حداكثر تاثیر مردم كوفه در این حادثه عظیم كربلا این بود كه امام مكه را مركز قرار نداد به سوی كوفه برود وتاثیر دیگرش این بودكه امام پیشنهاد عباس را نپذیرد چون گفته بود امام كوفیان ناكس هستند یا به یمن برو یا به كوهستانهای آنجا پناه ببر یا اینكه دیگر به مدینه برنگرد.

 امام هم مطلع شدند كه اگر در مكه بمانند ممكن است در همان حال احرام كه قاعدتاً كسی مسلح نیست، مامورین یزید خون حضرت را بریزند و هتك حرمت خانه خداوند شود و حرمت حج و اسلام شكسته شود و هم اینكه فرزند پیامبر را در حالت عبادت در حریم خانه فرا به شهادت برسانند از همه مهمتر، خون حضرت سیدالشهدا هدر می رفت و بعد هم شایع می كردند كه حسین با شخصی اختلافی جزئی داشته و او هم حضرت را كشت و مردم جاهل آن زمان هم قبول می كردند مسئله دیگر اگر كوفه هم صد در صد اتفاق آراء داشتند و خیانت نمی ورزیدند احتمال صدرصد نمی توانستیم بدهیم كه امام پیروز می شدند چون تمام مسلمانان كه مردم كوفه نبودند اگر مردم شام را كه قطعاً و یقیناً به آل ابوسفیان وفادار بودند را به تنهایی در نظر بگیریم كافی بود كه احتمال پیروزی را تنزل دهد چون همین مردم بودند كه در دوران خلافت حضرت علی (ع) توانستند در جنگ صفین با مردم كوفه 18 ماه بجنگند.

ج: احیای امر به معروف و نهی از منکر

امام اگر بیعت می كرد اولا تثبیت خلافت موروثی بود ثانیا شخصیت خود یزید است كه او فردی فاسق و بدتر از همه متظاهر به فسق بود معاویه و بسیاری از خلفای بنی امیه فاسق بودند ولی یك مطلب را كاملا درك می كردند و می دانستند اگر بخواهند ملك و قدرتشان باقی بماند باید تا حدودی زیاد ، مصالح اسلامی را رعایت كنند و می دانستند اگر میلیونها نفر جمعیت از نڟاد های مختلف چه در آسیا، آفریقا و یا اروپا در زیر حكومت واحد در آمده اند فقط به این دلیل است كه فكر می كنند خلفای آنها مسلمانند، به قرآن اعتقاد دارند و الا اولین روزی كه احساس می كنند كه خلیفه خودشان ضد اسلام است ، اعلام استقلال می كردند. معاویه هم شراب می خورد ولی دیده نشده بود در یك مجلس رسمی و علنی شراب خورده یا در حالت مستی وارد شود در حالیكه یزید علناً در مجالس رسمی شراب می خورد و میمون بازی می كرد كه حتی برای میمونش كنیه ای به نام اباقیس بود (خصوصیات یزید را در سه عامل مقدس قیام امام حسین(ع) خواهیم گفت) عكس العمل سوم ارزش بسیار بیشتری از دو عامل قبل دارد و به دلیل همین عامل بود كه این نهضت شایستگی پیدا كرد كه برای همیشه زنده بماند وچون نهضتهای والاتر از نظر تعداد و مسائل دیگر بود مثل همین جنگ ایران و عراق و خود بچه رزمندگان كه در صحنه بودند خون و شهادت و آوارگی و … را دیدند الان بعد از چندین سال بعد از جنگ آن را آهسته به باد فراموشی سپرده اند.

بنابراین اگر از امام بیعت هم نمی خواستند یا از او دعوت نمی كردند باز امام قیام می كردند و ساكت نمی شد چون امام فطرتاً شخصیتی منتقد،  معترض ، انقلابی و قائم نسبت به فسادهای جامعه داشتند.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:41 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

فضلیت دعای ندبه

سه شنبه نهم آذر 1389
صدرالاسلام همدانی در کتاب تکلیف الأنام می‌نویسد:‌

از خواص دعای ندبه این است که هرگاه در جایی با حضور قلب و اخلاص تمام و توجه به مضامین عالی آن خوانده شود عنایت و توجه امام زمان(ع) را به آن مکان جلب می‌کند بلکه باعث حضور حضرت(ع) در آنجا می‌گردد‎ چنان‌که در بعضی جاها اتفاق افتاده است.

آیت‌الله شیخ علی‌اکبر نهاوندی(ره) در کتاب العبقری الحسان آورده است:

در نوشته‌های حجت‌الاسلام حاج شیخ مهدی که از کتاب سید جواد نقل کرده بود و او یکی از امام جماعت‌های مورد اطمینان در اصفهان و دارای مقامات عالی معنوی بود و آسمان بر راستگوتر از او سایه نیفکنده بود، دیدم که چنین نگاشته بود:

روستای صالح‌آباد متعلق به من و چند شریکم بود. عده‌ای تصمیم گرفتند روستا را از ما به زور بگیرند و گروهی را به سوی ما فرستادند و هر چه صحبت کردیم سودی نداشت. عریضه‌ای برای امام زمان(ع) نوشتم و آن را در جوی آبی رها کردم و به «تخت فولاد» رفتم و دعای ندبه را با تضرّع و گریه خواندم و چند بار تکرار کردم:

ای فرزند احمد ؛ آیا به سوی تو راهی هست که ملاقات شوی؟

یک دفعه صدای پای اسبی را شنیدم و عرب اسب‌سواری را دیدم که به من نظری کرد و از دیده‌ام پنهان شد و قلبم با آن مشاهده آرام گرفت و راحت شد و اطمینان پیدا کردم که کارم درست می‌شود. شب بعد کارم به بهترین شکل درست شد؛ من, آن حضرت(ع) را بارها در خواب دیده‌ام و او به همین اوصاف بوده است.

سید رضا که از علمای مورد اطمینان و اعتماد اصفهان است نقل می‌کند:

به خاطر قرض و فقر فراوان, به اموات متوسل شدم و از خداوند برای 200 نفر از آنان طلب مغفرت نمودم و آن‌ها را با اسم خاطر نشان ساختم؛ سپس به امام زمان(ع) متوسل شدم و بعضی از عبارت‌های دعای ندبه مثل « هل الیک یابن أحمد سبیل فتلقی؛ ای فرزند احمد؛ آیا به سوی تو راهی هست که ملاقات شوی؟» را خواندم؛ هنگام خواندن آن, نور خاصّی حجره‌ام را روشن کرد که روشن‌تر از نور خورشید بود و در همان روز برایم گشایش کاملی حاصل شد.

محدث نوری(ره) می‌گوید: آقامحمّد که شخصی مورد اطمینان و عادل و امین و مجاور حرم عسکریین(ع) است؛ از زبان مادرش که از زنان صالحه و اهل عبادت بود، برایم چنین نقل کرد:

روزی به همراه خانوادة مولا سلماسی در سرداب شریف بودم و آقا (ره) دعای ندبه می‌خواند و ما نیز به دنبال او می‌خواندیم. او همچون فرد آشفته و حیران و محزون گریه می‌کرد و مانند گرفتاران ضجّه می‌زد و ما نیز با گریة او گریه می‌کردیم و کسی غیر از ما آن‌جا نبود.

در همین حال بودیم که بوی مشک در سرداب منتشر شد و فضای سرداب را معطر کرد و چنان شدید شد که آن حالت از همة ما رفت و سکوت کردیم. «گویا بر سر ما پرنده‌ای است» و نمی‌توانیم حرکت کنیم, یا حرفی بزنیم. حیران و متحیّر ماندیم تا این که زمان اندکی گذشت و آن بوی خوش رفت و به حال اوّل برگشتیم و به باقی ماندة دعا مشغول شدیم. وقتی به خانه بازگشتیم از آقا (ره) علت آن بوی خوش را پرسیدم, امتناع ورزید و گفت: تو را چه به این سوال؟ و به من جواب نداد.

برادر برگزیده‌ام, عالم با وفا, و چراغ راه سالکین و عبادت پیشه‌گان آقا علی رضا اصفهانی(ره) چنین به من گفت: از همین آقای بزرگوار روزی دربارة دیدارش با حضرت حجّت(ع) سئوال کردم و اعتقاد داشتم که او هم مانند استادش سید بحرالعلوم خدمت امام زمان(ره) شرفیاب شده است ـ ایشان همین جریان را حرف به حرف برایم تعریف کرد.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 21:29 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

شاید این اوست...

سه شنبه بیستم مهر 1389
گفته ام با دلم «خواهد آمد» 
                                                  تا دلم با چه رنگش بنامد
گفته ام: خواهد آمد سوارت
                                                   نیست بیهوده این انتظارت
روزی از روزها خواه و ناخواه
                                                   یک نفر خواهد آمد از این راه
آن که صید کمند شهابش
                                                  بسته توری ماهتابش...
سالیانه دلم منتظر بود 
                                                  اینک آن روز آن روز موعود
گنگ و مبهم درون غباران
                                                 زان سوی شاهراه سواران
پیش می آید آنک سواری
                                               شاید این اوست – این اوست آری!

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 18:22 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

فضیلت شب نیمه شعبان

دوشنبه چهارم مرداد 1389
نیمه شعبان علاوه بر اینکه روز و زمان خجسته میلاد امام عصر(عج) است، فرصت معنوی مناسب و ارزشمندی برای راز و نیاز با خالق هستی و نزدیکی هرچه بهتر و بیشتر به معبود و کسب برکات الهی است .
این شب از چنان اهمیتی برخوردار است که هم ردیف و هم پای شبهای قدر قرار دارد و از این موقعیت می توان چون شبهای قدر ماه مبارک رمضان، برای کسب خیرات و برکات معنوی بهره برد و نهایت تلاش را برای کسب فیض داشت.
از پیامبر اکرم در این زمینه روایتهاى بسیارى نقل شده از جمله اینکه:
شب نیمه شعبان در خواب بودم که جبرئیل به بالین من آمد و گفت: اى محمد چگونه در این شب خوابیده‏اى؟ پرسیدم: اى جبرئیل مگر امشب چه شبى است؟ گفت: شب نیمه شعبان است. برخیز اى محمد، پس مرا از جایم بلند کرد و به سوى بقیع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند کن امشب درهاى آسمان گشوده مى‏شوند، درهاى رحمت باز مى‏گردند و همه درهاى خشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نیکى و بخشایش نیز گشوده مى‏شوند.
... اى محمد، هر کس امشب را با منزه داشتن خداوند (تسبیح)، ذکر یگانگى او ، یاد بزرگى او(تکبیر)، راز و نیاز با او (دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحب و آمرزش خواهى (استغفار) صبح کند، بهشت جایگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را که پیش از این انجام داده و یا بعد از این انجام مى‏دهد، خواهد بخشید... .(1)
پرسشى که با مطالعه روایتهاى بالا به ذهن خطور مى‏کند این است که چرا با این که در بسیارى از روایات تصریح شده که تعیین زمان مرگ مردمان و تقسیم روزى آنها در شب قدر و در ماه مبارک رمضان صورت مى‏گیرد، در دو روایت یاد شده شب نیمه شعبان به عنوان زمان تقدیر امور مزبور ذکر شده است؟
مرحوم سید بن طاووس ( 664 قمری) در پاسخ به این پرسش که تفاوت شبهای قدر و شب نیمه شعبان برای تعیین سرنوشت چیست، گفته است:
"شاید مراد روایات مزبور این باشد که تعیین زمان مرگ و تقسیم‏روزى به صورتى که احتمال محو و اثبات آن وجود دارد، در شب نیمه شعبان صورت مى‏گیرد اما تعیین حتمى زمان مرگ و یا تقسیم حتمى روزیها در شب قدر انجام مى‏شود و شاید مراد آنها این باشد که در شب نیمه شعبان امور مزبور در لوح محفوظ تعیین و تقسیم مى‏شوند، ولى تعیین و تقسیم آنها در میان بندگان در شب قدر واقع مى‏شود.

این احتمال هم وجود دارد که تعیین و تقسیم امور یاد شده در شب قدر و شب نیمه شعبان صورت گیرد، به این معنا که در شب نیمه شعبان وعده به تعیین و تقسیم امور مزبور در شب قدر داده مى‏شود. به عبارت دیگر امورى که در شب قدر تعیین و تقسیم مى‏گردند، در شب نیمه شعبان به آنها وعده داده مى‏شود. همچنان که اگر پادشاهى در شب نیمه شعبان به شخصى وعده دهد که در شب قدر مالى را به او مى‏بخشد ... (2)


کمیل بن زیاد از یاران امام على (ع) چنین روایت مى‏کند که:
در مسجد بصره نزد مولایم امیرالمؤمنین نشسته بودم و گروهى از یاران آن حضرت نیز حضور داشتند، در این میان یکى از ایشان پرسید: معناى این سخن خداوند که: فیها یفرق کل أمر حکیم؛ در آن شب هر امرى با حکمت معین و ممتاز مى‏گردد،(سوره دخان، آیه 44)چیست؟ حضرت فرمودند: "قسم به کسى که جان على در دست اوست همه امور نیک و بدى که بر بندگان جارى مى‏شود، از شب نیمه شعبان تا پایان سال، در این شب تقسیم مى‏شود. هیچ بنده‏اى نیست که این شب را احیاء دارد و در آن دعاى خصر بخواند، مگر آن که دعاى او اجابت شود.» پس از آن که امام از ما جدا شد، شبانه به منزلش رفتم. امام پرسید: چه شده است اى کمیل؟ گفتم اى امیرمؤمنان آمده‏ام تا دعاى خصر را به من بیاموزى، فرمود: بنشین اى کمیل هنگامى که این دعا را حفظ کردى خدا را در هر شب جمعه، یا در هر ماه یک شب، یا یک بار در سال یا حداقل یک بار در طول عمرت، با آن بخوان، که خدا تو را یارى و کفایت مى‏کند و تو را روزى مى‏دهد، و از آمرزش او برخوردار مى‏شوى، اى کمیل به خاطر زمان طولانى که تو با ما همراه بوده‏اى بر ما لازم است که درخواست تو را به بهترین شکل پاسخ دهیم، آنگاه دعا را چنین انشاء فرمود...[متن دعای کمیل] (3)
امیرمؤمنان على (ع) در روایتى دیگر در فضیلت شب نیمه شعبان چنین مى‏گوید:
در شگفتم از کسى که چهار شب از سال را به بیهودگى بگذراند: شب عید فطر، شب عید قربان، شب نیمه شعبان و اولین شب از ماه رجب... .(4)

از امام صادق (ع) روایت شده که پدر بزرگوارشان در پاسخ کسى که از فضیلت شب نیمه شعبان از ایشان پرسیده بود فرمودند:
این شب برترین شبها بعد از شب قدر است، خداوند در این شب فضلش را بر بندگان جارى مى‏سازد و از منت خویش گناهان آنان را مى‏بخشد، پس تلاش کنید که در این شب به خدا نزدیک شوید. همانا این شب، شبى است که خداوند به وجود خود سوگند یاد کرده که در آن درخواست کننده‏اى را، مادام که درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند.

این شب، شبى است که خداوند آن را براى ما خاندان قرار داده است، همچنان که شب قدر را براى پیامبر ما قرار داده است. پس بر دعا و ثناى بر خداوند تعالى بکوشید، که هر کس در این شب صد مرتبه خداوند را تسبیح گوید، صد مرتبه حمدش را بر زبان جارى سازد، صد مرتبه زبان به تکبیرش گشاید و صد مرتبه ذکر یگانگى (لا اله الا الله) او را به زبان آورد، خداوند از سر فضل و احسانى که بر بندگانش دارد، همه گناهانى را که او انجام داده بیامرزد و درخواستهاى دنیوى و اخروى او را برآورده سازد، چه درخواستهایى که بر خداوند اظهار کرده و چه درخواستهایى که اظهار نکرده و خداوند با علم خود بر آنها واقف است... .(5)

در یکى از دعاهایى که در شب نیمه شعبان وارد شده است چنین می خوانیم:
اللهم بحق لیلتنا هذه و مولودها و حجتک و موعودها التى قرنتَ إلى فضلها فضلاً فتمت کلمتک صدقا و عدلاً لامبدل لکلماتک... ؛ بار خدایا تو را مى‏خوانیم به حق این شب و مولود آن، و به حق حجتت و موعود این شب، که فضیلتى دیگر بر فضیلت آن افزودى و سخن تو از روى راستى و عدالت به حد کمال رسیده و هیچ کس را یاراى تبدیل و تغییر سخنان تو نیست.(6)

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 20:30 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

عرض تبریک ایام شعبانیه

سه شنبه بیست و دوم تیر 1389
شعبان شد و پیک عشق از راه آمد
                                                            عطر نفس بقیه الله آمد
با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین
                                                         یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد


آغاز ماه مبارک شعبان و اعیاد شعبانیه را به همه مؤمنان و مسلمانان شادباش می گوییم

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 11:17 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

فضیلت و اعمال ماه رجب (لیله الرغائب، ایام البیض،...)

چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389

ماه رجب از ارزش و شرافت بسيار بالايي برخوردار است و اين شرافت و ارزش بدان دليل است كه اين ماه يكي از ماههاي حرام و يكي از زمانهاي ويژه‌ دعا است. بر پايه برخي از روايات اين ماه، ماه حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) است. همانگونه كه ماه شعبان ماه حضرت رسول و ماه رمضان ماه خداست در اين ماه پر فضيلت روزه و شب زنده‌ داري بسيار مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته است به خصوص در نخستين شب آن كه يكي از شبهاي چهارگانه‌اي است كه درباره احيا وشب زنده‌ داري آن سفارشات فراواني بيان شده است. از شرافت‌هاي ديگر اين ماه روز بيست و هفتم اين ماه است كه روز بعثت رسول اعظم (صلي الله عليه و آله) است، روزي كه رحمت رحيميه خداوند در آن به طور كامل و تمام تجلي پيدا كرده است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مورد شرافت ماه رجب مي‌فرمايند: رجب شهر الله الاصم است و بدان سبب آن را اصم ناميدند كه هيچ ماهي به پايه عظمت آن نمي‌رسد. مردم زمان جاهليت به رجب حرمت مي‌نهادند و آنگاه كه اسلام درخشيدن گرفت بر حرمت آن افزود. بدانيد كه رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است.

در اين زمينه امام كاظم (عليه السلام) نيز مي‌فرمايند: رجب نام نهري در بهشت است كه از شير سفيدتر و از عسل شيرين‌تر است. بنابراين هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بدارد خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند.  همچنين در روايت ديگري نيز مي‌فرمايند: رجب ماه عظيمي است كه خداوند اعمال نيك را در آن چند برابر مي‌فرمايد و گناهان را در آن محو مي‌كند.

امام صادق (عليه السلام) نيز در مورد كرامت و فضيلت اين ماه مي‌فرمايد: آن گاه كه قيامت بر پا شود منادي الهي فرياد مي‌زند أين الرجبيون؟ كجايند آنان كه ماه رجب را گرامي داشتند و از آن بهره‌ها بردند از آن انبوه جمعيت، گروهي برخيزند كه نور جمالشان محشر را روشن كند بر سر آنان تاج‌هاي شاهي كه مرصع به در و ياقوت است قرار دارد و در طرف راست هر نفر از آنان هزار فرشته و در سمت چپ نيز هزار فرشته به او كرامت و تعظيم الهي را تبريك گويند؛ از جانب الهي ندا آيد:

بندگانم و كنيزانم به عزت و جلالم سوگند، شما را جايگاه و مقام گرامي و عطاياي فراوان دهم و شما را در جايي جاي دهم كه از زير آن نهرها جاري است و شما در آن جاويد خواهيد بود زيرا شما داوطلبانه براي من در ماهي كه من بزرگش داشتم روزه گرفتيد پس خطاب به فرشتگان فرمايد: فرشتگان من بندگان و كنيزان من را به بهشت داخل كنيد در اينجا امام فرمودند اين پاداش براي كساني است كه يك روز از اول يا وسط يا آخر ماه رجب را روزه بدارند.

پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) نيز در بيان عظمت و اهميت ماه رجب مي‌فرمايند: خداوند متعال در آسمان هفتم فرشته‌اي به نام داعي قرار داده است هرگاه ماه رجب فرا رسد آن فرشته دعوت كننده هر شب تا به صبح گويد: خوشا به حال كساني كه به ذكر الهي مشغولند خوشا به حال كساني كه با ميل و رغبت تمام رو به سوي درگاه خدا آرند و خداوند مي‌فرمايد: من همنشين كسي هستم كه با من همنشين باشد و مطيع كسي هستم كه فرمان مرا ببرد و آمرزنده‌ام كس را كه از من طلب آمرزش كند اين ماه رجب ماه من، بنده هم بنده من و رحمت هم از آن من است. هر كس مرا در اين ماه بخواند پاسخ مثبت دهم و هر كس از من چيزي بخواهد به او عطا كنم و هر كس از من هدايت جويد هدايتش كنم و من اين ماه را وسيله ارتباط بين خود و بندگانم قرار داده‌ام پس هر كس به آن چنگ زند به من مي‌رسد.

گرچه تمام ماه رجب نزد خداوند و اولياء گراميش عزيز و ارجمند است ليكن برخي از اوقات آن، فضيلت ويژه‌اي دارد.

اولين شب جمعه ماه رجب از فضيلت بيشتري برخودردار است و ليله الرغائب نام دارد پيامبر اسلام در اين باره مي‌فرمايند: از اولين شب جمعه ماه رجب غافل نشويد فرشتگان آن را ليله الرغائب مي‌نامند. چرا كه وقتي يك سوم از شب گذشت هيچ فرشته‌اي نيست مگر اينكه در كنار كعبه شريف آيد آنگاه خداوند نظر مرحمت به آنان كند و فرمايد: فرشتگانم هر چه خواهيد از من بخواهيد فرشتگان گويند: بار الها حاجت و خواسته ما آن است كه روزه داران ماه رجب را بيامرزي خداوند خداوند متعال فرمايد: آمرزيدم.

فضيلت روزه در ماه رجب :در مورد ثواب روزه ماه رجب در كتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال شيخ صدوق از پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) چنين نقل شده است: بدانيد كسي كه يك روز از ماه رجب را از روي ايمان و به خاطر پاداش روزه بگيرد مستوجب رضايت خداوند مي‌گردد. و اگر كسي به اندازه تمام زمين طلا انفاق كند برتر از روزه يك روز آن نخواهد بود.

همچنين اگر كسي دو روز از ماه رجب را روزه بدارد هيچ كس از اهل زمين و آسمان نمي‌تواند كرامتي را كه نزد خداوند دارد توصيف كند و پاداشي مانند ده تن از راستگويان را دارد كه در طول عمر خود دروغي نگفته باشند. و در روز قيامت همانند كساني را كه آنان شفاعت نموده‌اند شفاعت مي‌كنند و با آنان و در گروهشان محشور مي‌شوند و تا وارد بهشت گردد و از دوستان آنان باشد. و پس پيامبر ثواب سه چهار پنج تا سي روز از روزه ماه رجب را تك تك با توضيح كامل بيان فرموده‌اند.

امام موسي كاظم (عليه السلام) نيز در روايتي زيبا در مورد فضيلت روزه ماه رجب مي‌فرمايند: رجب ماه عظيمي است كه خداوند اعمال نيك را در آن چند برابر مي‌فرمايد و گناهان را در آن محو مي‌كند پس هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد به اندازه مسير يكسال از جهنم دور مي‌شود و هر كس سه روز از آن ماه را روز بدارد بهشت بر او واجب مي‌شود.

امام صادق (عليه السلام) نيز فرموده‌اند: براستي كه نوح در روز اول رجب سوار كشتي شد و به همراهان خود گفت كه اين روز را روزه بگيرند و فرمود كسي كه اين روز را روزه بگيرد جهنم به اندازه مسافت يكسال از او دور خواهد شد و كسي كه هفت روز از اين ماه را روزه بگيرد درهاي هشتگانه بهشت براي او باز مي‌شود و كسي كه پانزده روز از اين ماه را روزه بگيرد حاجتش داده خواهد شد و كسي كه بيشتر روزه بگيرد خداي عزوجل ثواب بيشتري به او عنايت خواهد كرد.

سیزده رجب: روز ولادت مولای کونین امیر المومنین علی علیه السلام است در این روز مناسب است مومنین نعمت وجود علی ابن ابی طالب را شکر گذار باشند و نعمت پیروی از آن وجود مقدس را از خدا بخواهند.

نيمه رجب: اين روز نيز از روزهاي ويژه و ارجمند و گرامي است. در اين باره در كتاب شريف اقبال آمده است: حضرت آدم از خداوند پرسيد خدايا محبوب‌ترين روزها و گرامي‌ترين زمانها نزد تو كدام است. خداوند وحي فرمود: محبوب‌ترين روزها نزد من نيمه رجب است. اي آدم در اين روز بكوش  تا با قرباني كردن، ميهماني دادن، روزه داشتن، نيايش كردن، بخشش خواستن‌، لا اله الا الله گفتن به من تقرب و نزديكي جويي.

اي آدم من چنين تقدير كردم كه فرزندي از فرزندان تو را به پيامبري برانگيزم و روز نيمه رجب را به او و به امت ويژه سازم كه در آن روز چيزي از من نخواهند جز اينكه بدانان ببخشم و عفو و گذشت نخواهند جز اينكه از گناهانشان درگذرم اي آدم آنكه نيمه رجب را روزه دارد ذكر گويد، خضوع و خشوع كند و از صدقه دهد، نفس خويش را پاس دارد پاداشي جز بهشت نخواهد داشت اي آدم به فرزندانت گوشزد كن كه در ماه رجب نفس خويش را پاس دارند و از كج راهي بپرهيزند كه گناه در اين ماه بس بزرگ است.

اما از اعمال نيمه رجب خواندن دعاي استفتاح، زيارت امام حسين (عليه السلام) به جاي آوردن چهار ركعت نمازي كه حضرت امير در اين روز به جاي مي‌آورد و پس از آن خواندن دعاي يا مذل كل جبار و سپس خواستن نيازهاي خويش از خدا، به جاي آوردن نيمه دوم نماز سلمان و روز را با توسل به صاحبان روز به پايان بردن.

ديگر اعمال ماه رجب : از ديگر اعمال مهم و ارجمند اين ماه خواندن اذكار دعاهايي است كه از سوي معصومين (عليهم السلام) روايت شده است. از جمله آنكه:

در طول ماه هزار بار خواندن اين دعا: استغفرالله ذوالجلال و الاكرام من جميع الذنوب و الاثام. شيخ صدوق در اين باره روايت كرده است كه هر كس اين دعا را در رجب هزار بار بخواند خداوند به او مي‌گويد: اگر تو را نيامرزم خداي تو نيستم، خداي تو نيستم.

خواندن سوره توحيد ده هزار يا هزار بار كه هر كس در رجب اين سوره را هزار بار بخواند در قيامت پاداشي برابر عمل هزار پيامبر و هزار فرشته خواهد داشت و هيچ كس از او به خدا نزديكتر نخواهد بود جز آنكه پيش از اين سوره را خوانده باشد.

گفتن هزار بار لا اله الا الله و روايت شده هر كس در رجب هزار بار لا اله الا الله بگويد خداوند صد هزار حسنه براي او مي‌نويسد و صد كاخ بهشتي به او مي‌دهد.

صدبار خواندن اين دعا: استغفرالله الذي لا اله الا هو وحده لا شريك له و اتوب اليه كه روايت شده هر كس اين دعا را صد بار بگويد و پس از آن صدقه انفاق نمايد خداوند كارش را با بخشش و آمرزش پايان دهد و اگر همان را چهارصد بار بگويد خداوند پاداش صد شهيد را به او مي‌دهد.

به پيروي از امام سجاد (عليه السلام) در همه ماه در سجده‌هاي خود اين دعا را بخواند: عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك.

از جمله اعمال ديگر ماه رجب كه داراي فضيلت بي شماري است خواندن دعاي يا من ارجوه لكل خير بعد از هر نماز واجب است اين دعا در مفاتيح الجنان ذكر شده و براي فرد فضيلت‌هاي بي شماري را به همراه دارد.

خواندن دعاي اللهم اني اسالك صبر الشاكرين لك در هر روز. در كتاب اقبال در مورد اين دعا آمده است كه معلي از حضرت امام صادق (عليه السلام) خواست تا دعايي به او بياموزد كه تمام معارف شيعه را در برداشته باشد امام خواندن اين دعا را به او توصيه كرده است.

هر روز اين دعا را خواندن: يا من يملك حوائج السائلين.

خواندن دعاي اللهم اني اسألك بمعاني جميع ما يدعوك به ولاة امرك كه از دست خط حضرت ولي عصر نقل شده است و دعايي است با مضامين بسيار بلند و نيكو كه درهايي از علم  و معرفت را به روي آنكه اهل آن باشد مي‌گشايد.

10ـ خواندن دعاي ارجمند و پر مضمون اللهم يا ذالمنن السابغه...

11ـ زيارت حضرت امام حسين (عليه السلام) در آغاز و در ميان ماه.

12ـ به جاي آوردن نمازهاي ويژه ماه.

13-توجه به اعمال روز 13-14-15 رجب که به ایام البیض مشهور است.

منابع مقاله:

1ـ مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمي: فضيلت اعمال ماه رجب.

2ـ المراقبات، شيخ جواد ملكي تبريزي: اعمال ماه رجب.

3ـ ثواب الاعمال، شيخ صدوق.

4ـ اقبال الاعمال، سيد بن طاووس: اعمال ماه رجب.

5ـ مصباح المتهجد، شيخ طوسي: فضيلت ماه رجب.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:57 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

دعاى عَظُمَ الْبَلاَءُ

جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389
يازدهم كفعمى در بلد الا مين فرموده اين دعاء حضرت صاحب الا مرعليه السلام است كه تعليم فرمود آنرا به شخصى كه محبوس بود پس خلاص شد .
اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ
خدايا بلاء عظيم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و اميد قطع شد
وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَيْكَ
و زمين تنگ شد و از ريزش رحمت آسمان جلوگيرى شد و تويى ياور و شكوه بسوى تو است
الْمُشْتَكى وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى
و اعتماد و تكيه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدايا درود فرست بر
مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ
محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پيرويشان را بر ما واجب كردى و بدين سبب مقام
وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَريباً كَلَمْحِ
و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ايشان به ما گشايشى ده فورى و نزديك مانند
الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ يا مُحَمَّدُ يا عَلِىُّ يا عَلِىُّ يا مُحَمَّدُ اِكْفِيانى
چشم بر هم زدن يا نزديكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفايت كنيد
فَاِنَّكُما كافِيانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ يا مَوْلانا يا صاحِبَ
كه شماييد كفايت كننده ام و مرا يارى كنيد كه شماييد ياور من اى سرور ما اى صاحب
الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ
الزمان فرياد، فرياد، فرياد، درياب مرا درياب مرا درياب مرا همين ساعت
السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ بِحَقِّ
همين ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترين مهربانان به حق
مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ
محمد و آل پاكيزه اش

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:8 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

زیارت آل یاسین

چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389

سَلامٌ عَلى آلِ یس، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا داعِیَ اللهِ وَرَبّانِیَ آیاتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بابَ اللهِ وَدَیّانَ دینِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیفَةَ اللهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهِ وَدَلیلَ اِرادَتِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا تالِیَ کِتابِ اللهِ وَتَرْجُمانَهُ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فی آناءِ لَیْلِکَ وَاَطْرافِ نَهارِکَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بَقِیَّةَ اللهِ فی اَرْضِهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا میثاقَ اللهِ الَّذی اَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَعْدَ اللهِ الَّذی ضَمِنَهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ وَالْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ، وَعْداً غَیْرَ مَکْذوُب، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقوُمُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْعُدُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَقْرَأُ وَتُبَیِّنُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصَلّی وَتَقْنُتُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حینَ تُصْبِحُ وَتُمْسی، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ اِذا یَغْشى وَالنَّهارِ اِذا تَجَلّى، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الاِْمامُ الْمَأمُونِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأمُولُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ بِجَوامِعِ السَّلام اُشْهِدُکَ یا مَوْلاىَ اَنّى اَشْهَدُ اَنْ لا اِلـهَ اِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَاَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ لا حَبیبَ اِلا هُوَ وَاَهْلُهُ، وَاُشْهِدُکَ یا مَوْلایَ اَنَّ عَلِیّاً اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ حُجَّتُهُ وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ وَعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍّ حُجَّتُهُ، وَموُسَى بْنَ جَعْفَر حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ موُسى حُجَّتُهُ، وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَعَلِیَّ بْنَ مُحَمَّد حُجَّتُهُ، وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ، وَاَشْهَدُ اَنَّکَ حُجَّةُ اللهِ، اَنْتُمُ الاَْوَّلُ وَالاْخِرُ وَاَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لا رَیْبَ فیها یَوْمَ لا یَنْفَعُ نَفْساً ایمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ اَوْ کَسَبَتْ فی ایمانِها خَیْراً، وَاَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَاَنَّ ناکِراً وَنَکیراً حَقٌّ، وَاَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ، وَالْبَعَثَ حَقٌّ، وَاَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَالْمِرْصادَ حَقٌّ، وَالْمیزانَ حَقٌّ، وَالْحَشْرَ حَقٌّ، وَالْحِسابَ حَقٌّ، وَالْجَنَّةَ وَالنّارَ حَقٌّ، وَالْوَعْدَ وَالْوَعیدَ بِهِما حَّق، یا مَوْلایَ شَقِیَ مَنْ خالَفَکُمْ وَسَعِدَ مَنْ اَطاعَکُمْ، فَاَشْهَدْ عَلى ما اَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ، وَاَنَا وَلِیٌّ لَکَ بَریٌ مِنْ عَدُوِّکَ، فَالْحَقُّ ما رَضیتُمُوهُ، وَالْباطِلُ ما اَسْخَطْتُمُوهُ، وَالْمَعْرُوفُ ما اَمَرْتُمْ بِهِ، وَالْمُنْکَرُ ما نَهَیْتُمْ عَنْهُ، فَنَفْسی مُؤْمِنَةٌ بِاللهِ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِاَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَبِکُمْ یا مَوْلایَ اَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، وَنُصْرَتی مُعَدَّةٌ لَکُمْ وَمَوَدَّتى خالِصَةٌ لَکُمْ آمینَ آمینَ .

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:50 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

السلام علیک یا امام حسن عسگری(ع)

چهارشنبه پنجم اسفند 1388

 

بارگاه نورانی امام حسن عسکری علیه السلام 

   شهادت امام حسن عسگری (ع) را به همۀ مسلمانان تسلیت عرض کرده و تاج گذاری امام زمان (عج) را تبریک میگوییم.  

امام حسن عسگری (ع) 

  به امید روزی که آفتاب وجودش تمامی تاریکی ها را بزداید 

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:7 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

جمعه ی انتظار

پنجشنبه یکم بهمن 1388
                                        .:.بسم رب المهدی.:.

تــکه ای از پر پــرواز کم است

یــازده بار شــمردیم یکی بــاز کم است

این هــمه آب که جــاریست نه اقیــانوس است

عــرق شــرم زمــین است کــه ســر بــاز کــم است

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:12 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

سالروز ولادت امام رضا(ع)

جمعه هشتم آبان 1388
سالروز ولادت هشتمین اختر تابناك سپهر امامت و ولایت

ثامن الحجج امام علی بن موسی الرضا(ع)

را به ساحت مقدس و نورانی امام عصر عجل الله تعالی فرج الشریف

و تمامی عاشقانشان تبریک تهنیت عرض می نمائیم

معرفی نور (امام رضا علیه السلام)

امام علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب هشتمین پیشوای شیعیان می باشد.

کنیه آن حضرت ابوالحسن بوده است و چون حضرت امیر علیه السلام نیز مکنی به ابوالحسن بوده است حضرت رضا علیه السلام را ابوالحسن ثانی گفته اند.

مشهورترین لقب ایشان رضا بوده است که بنا بر روایتی در عیون اخبار الرضا (1/13) علت ملقب بودن آن حضرت به رضا این بود که هم دشمنان مخالف و هم دوستان موافق به ( ولایت عهدی او) رضایت دادند [1] و چنین چیزی برای هیچیک از پدران او دست نداده بود، از این رو در میان ایشان تنها او به رضا نامیده شد. اما به روایت طبری ( وقایع سال 201 ) مأمون آن حضرت را الرضا من آل محمد نامید چنانکه صدوق هم بنا بر روایتی دیگر در عیون اخبار الرضا (2/147) چنین گفته است [2] . تاریخ نگاران و محققان مسلمان در تعیین زمان ولادت آن امام همام، سخنان گوناگونی گفته اند. در بین مورخان و محدثان تولد آن حضرت به روز پنجشنبه یا جمعه 11 ذیقعده سال 148 ه.ق مشهور است. [3] بر این اساس، سال ولادت آن گرامی همزمان با سال شهادت جد بزرگوارش امام صادق علیه السلام بوده است. برخی دیگر ولادت امام رضا علیه السلام را از حوادث سال 153 ه.ق دانسته اند. [4] پدر بزرگوار حضرت رضا علیه السلام، امام موسی بن جعفر علیه السلام هفتمین امام شیعه است و مادر بزرگوارش، بانوی مکرمه ای است که با نام هایی چون : تکتم، نجمه، سمان، خیزران، سکن، نجیه و طاهره از وی یاد شده، ولی مشهورترین آنها، تکتم است. از قرائن چنین استفاده می شود که وقتی این بانوی ارجمند به خانه امام موسی بن جعفر در آمد، به این نام خوانده شد و پس از ولادت امام رضا علیه السلام طاهره نام گرفت. [5] او زنی عفیف [6] و خردمند بوده و از شرافتمندان عجم به شمار می رفته است. [7]

امام رضا علیه السلام دارای کنیزانی چند بودند. از جمله کنیزان ایشان، سبیکه مادر امام جواد علیه السلام می باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله از این بانوی مکرمه به نیکی یاد کرده است [8] ولی به عنوان همسر، مورخان تنها از ام حبیبه یاد کرده اند و اگر در برخی عبارات تاریخی آمده است که حضرت دو همسر دائم داشته اند، از هویت همسر دوم اطلاعی در دست نیست. [9]

در تعداد و اسامی فرزندان امام رضا علیه السلام اختلاف است، گروهی آنها را پنج تن پسر و یک دختر نوشته اند، به نامهای محمد قانع ، حسن، جعفر، ابراهیم ، حسین، عایشه . سبط بن جوزی در تذکرة الخواص ، پسران حضرت ر اچهار تن ، که با حذف حسین، به شرحی که ذکر شده نام برده است، اما شیخ مفید ره براین است، که امام هشتم علیه السلام فرزندی جز امام محمد جواد علیه السلام نبوده است و ابن شهر آشوب و طبرسی در اعلام الوری، نیز بر همین اعتقاد می باشند، و آنچه از نظر ما محقق است این است که امام هشتم علیه السلام فرزندی جز امام محمد جواد علیه السلام نداشته اند و آنچه غیر از این گفته شده، به ثبوت نرسیده است و خداوند به حقیقت حال داناتر است.

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 6:0 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

شهادت امام جعفر صادق(ع)

سه شنبه بیست و یکم مهر 1388

امام جعفر صادق عليه السلام:

ولادت: 17 ربيع الاول سال 83 قمري در مدينة منوره
شهادت: 25 شوال سال 148
مَدفن: قبرستان بقيع که امروز، نماد مظلوميّت امامان معصوم و شيعيان آنهاست.

کنيه: ابوعبدالله                       القاب: صادق، فاضل، کامل،صابر، طاهر، باقي، منجي

حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در مکتب انسان ساز خود، هزاران شاگرد تربيت کردند که بسياري از آنان،  در شاخه هاي مختلف علوم و معارف، در زمرة بزرگان محسوب مي شوند.

علت انتشار علوم آن حضرت و كثرت كسانى كه از محضر ايشان كسب فيض كرده اند اين است كه آن بزرگوار،اواخر حكومت‏بنى اميه و اوايل حكومت‏بنى عباس را درك كرده بود. آن حضرت حكومت‏بنىاميه را در زمانى كه به افول و ضعف گراييده بود درك كرد و توانست‏با كم شدن فشار حكومت، علوم پدران گرامى‏اش را انتشار دهد. همچنين در آغازحكومت‏بنى عباس، هنوز خاندان ابوطالب مورد حسد شديد واقع نشده بودند و بنىعباس، خود را حكومتى برخاسته از نسل هاشم مى‏پنداشتند و امام صادق عليه السلام را از مفاخرخود حساب مى‏كردند. لذا آن حضرت با آزادى بيشترى به تعليم شاگردان و نشرعلوم همت گمارد.

از آن حضرت در تفسير و  علم كلام و ردّ دهريّون، روايات بى‏شمارى نقل شده که كتاب«توحيد مُفضّل» نمونه‏اى در اين باب است. همچنين از پاسخهاى آن حضرت در خصوصسؤالات فقهى و غيره كتابهاى فراوان و ارزشمندى تدوين شده است. اصول مهم و اساسىِ علماصول فقه از آن حضرت فرا گرفته شده و چهار صد تاليف از چهار صد نويسنده دربارةپاسخهاى آن حضرت در زمينه سؤالات اصول فقه، پديد آمده كه به نام « الاصول الاربع مائه»مشهور است.

 امام جعفر صادق عليه السلام به هنگام شهادت، شصت و پنج سال داشتند و بيش از ساير معصومين، در اين دنيا حيات ظاهري داشتند و اين، فاجعه اي بزرگ و دردي جانکاه است که هيچ يک از اين چهارده نور پاک، به مرگ طبيعي از دنيا نرفته اند؛ همگي يا کُشتة زهر جفا يا شهيدِ شمشيرِ اشقيا بوده اند. هر چند حوادث روزگار نگذاشت اين مفسّر معصوم قرآن، پرده از حقايق کتاب خدا بردارد، ولي در فرصت کوتاهي که براي ششمين اختر فروزان آسمان هدايت پيش آمد، شاهراه مذهب حق را براي رهروان راه معرفت و عبوديت گشود و فطرت تشنة انسانيت را به آب حياتِ معرفت سيراب کرد.

نمونه هايي از مکارم حضرت:
1- مردي از حاجيان در مدينه از خواب بيدار شد، توهّم کرد که هميان او را دزديده اند. ديد آن حضرت مشغول نماز است. دامن آن حضرت را گرفت و گفت: تو هميان مرا برداشته اي! حضرت فرمود: در هميان تو چه بود؟ گفت: هزار دينار. او را به خانه برد و هزار دينار به او داد. چون آن مرد به خانه بازگشت، هميان خود را يافت. نزد حضرت بازگشت تا هزار دينار را باز گردانَد. حضرت نپذيرفتند و فرمودند: چيزي که از دست من خارج شد، به من باز نخواهد گشت. آن مرد که حضرت را نمي شناخت و از بزرگواري ايشان متعجب شده بود، پرسيد: اين مرد کيست؟ گفتند: جعفر بن محمّد عليه السلام است. گفت: چنين کاري از مانندِ چنين کسي سر مي زند!                               بحارالانوار، ج47، ص23

2- شخصي مي گويد: «شبي باران مي باريد و من پشت سر امام صادق عليه السلام مي رفتم که چيزي روي زمين افتاد. رفتم و سلام کردم. فرمود: جستجو کن و آنچه روي زمين يافتي به من بده. ديدم تکه هاي نان پراکنده شده است. آنها را جمع کردم و به امام دادم. انباني از نان بود که حضرت به دوش مي کشيد. گفتم: اجازه بدهيد من اين انبان را بردارم و به مقصد برسانم. فرمود: من از تو به اين کار سزاوارترم. ولي تو نيز با من بيا. با حضرت به جايي رفتيم که جمعي خوابيده بودند. حضرت نانها را زير جامة يکايک آنها گذاشت. چون از رسيدگي به آنها فارغ شديم، بازگشتيم. گفتم: فدايت شوم. آيا آنها معرفت به حق داشتند؟ فرمود: اگر به مذهب حق معرفت داشتند، با آنها حتّي تا تقسيم نمک هم مواسات مي کردم.»

 بحارالانوار، ج47، ص20

کلماتي گهربار از حضرت:
* خداوند بنده اي را از ذلت گناه به سوي عزت تقوا نرساند، جز اينکه او را بدون مال، بي نيازي بخشيد و بدون قوم و عشيره، عزّت داد و بدون معاشرت با بشري، انس و آرامش عنايت کرد.

* پارسا کسي است که از ارتکاب حرامهاي الهي باز ايستد.
* خداوند اهل مداراست و مدارا را دوست دارد.
* همانا مرد مرتکب گناهي مي شود و در نتيجه، از نماز شب محروم مي ماند. حقيقتاً کردار زشت از چاقويي که در گوشت فرو مي رود، سريعتر در صاحب خود اثر مي کند.

* پايين ترين درجة کفر، تکبِر ورزيدن است.
* در روز قيامت حسرت کسي از همه بيشتر است که کار نيکي را ستوده، ولي خود بر خلاف آن عمل کرده است.

* کسي که زياد با دنيا گره خورده باشد، حسرت و اندوهش هنگام جدايي از آن بيشتر خواهد بود.

* همانا هرگاه خداوند خير بنده اي را اراده کند و آن بنده، مرتکب گناهي شود، به دنبال آن گناه، خداوند او را عقوبتي مي کند و استغفار را به ياد او مي اورد.

* خداوند عزّوجل به خاطر توبة بندة مومنش شادمان مي شود، همانند شادمانيِ يکي از شما زماني که گمشدة خود را مي يابد.           همة احاديث برگرفته از جهاد النفس وسائل الشيعه

 
ششمين حجت و امام امم                        حامل عرش علم در عالم

در زمين، هادىِ به حق ناطق              اسمُه عند اهل السماء، اَلصّادق
صادق و شمع جمع صدّيقين            جعفر و بحر علم و حقّ و يقين

يكّه تاز مدارج عرفان                            ترجمان حقايق قرآن
گرگشايد لب آن عليم حكيم          گوش جان بسپرد مسيح و كليم

عقل در درك علم او حيران             غرق درياى حكمتش لقمان
قلب او قطب عالم امكان               يا «علَى العرش اِستوَى الرّحمن»
سرّ حق در ضمير او مكنون             عزم او متصل بـِـ «كُن فيكون»

دست گيتى گداى دامن او              آسمان خوشه چين خرمن او
از دَم او دميد جان به جهان               شد عيان سرّ «عَلّمَ الانسان»

مذهب او چراغ راه بشر                      مكتبش علم اول و آخر
آنچه آورده جبرئيل امين                شده اِحصا در آن امام مبين

صبح صادق برفت و زين ماتم            شد سيه پوش، عالم و آدم


لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:3 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

شاید این جمعه بیاید شاید

چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388

یا مولای من یا صاحب الزمان

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع           شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع

روز و شب خوابم نمی آید بچشم غم پرست         بس که در بیماری هجر تو گریانم چو شمع

رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد            همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست             این دل زار نزار اشک بارانم چو شمع

در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست           ورنه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع

بی جمال عالم آرای تو روزم چون شبست           با کمال عشق تو در عین نقصانم چو شمع

کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت           تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع

همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو           چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع

سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین             تا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع

   آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت

آتش دل کی بآب دیده بنشانم چو شمع

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 0:51 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388

چه وقت می‌شود به حضور آقا امام زمان رسید ؟

چه وقت می‌شود به حضور آقا امام زمان رسید ؟
از شیخ بهلول پرسیدند كه چه وقت می‌شود به حضور آقا امام زمان، ارواحنا فداه، مشرّف شد؟
فرمودند: با تقوا باشید؛ وقتی كه بین شما و حضرت سنخیّت باشد.
سپس فرمودند: دیدن امام زمان، روحی‌فداه، مهم نیست، مهم این است كه او ما را ببیند. خیلی‌ها هم علی علیه‌السلام را دیدند اما دشمن او شدند. اگر كاری كردیم كه نظر آنها را جلب كنیم، آن ارزش دارد.
آیة ‌الله امجد در مورد شیخ بهلول فرمودند:
ایشان یك انسان وارسته‌ای است، توكل عجیبی دارد، او یك انسان عتیقه است، چرا كه عتیقه‌جات، معمولاً كمیاب و قیمتی هستند، او هم كمیاب است و هم قیمتی.
منبع : پایگاه اطلاع رسانی علامه بهلولhttp://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=14186

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 10:20 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388
يا صاحب الزمان

سایت تبیان:
آزمايش مردم

بيم از كشته شدن

آمادگي و استعداد مردم

خالي نماندن زمين از حجت

نداشتن يار و ياور

تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور

غيبت ولي عصرعليه السلام از رازهاي بسيار پيچيده اي است كه با ظهور او همه حقيقت روشن مي گردد. "عبدالله بن فضل هاشمي" مي گويد امام صادق عليه السلام فرمود: حضرت صاحب الامر به ناچار غيبتي خواهد داشت، به طوري كه گمراهان در شك واقع مي شوند.

سئوال كردم: چرا؟

فرمود: اجازه بيان علتش را نداريم .

گفتم: حكمتش چيست؟

با توجه به اين آيه، خداوند متعال در هر زمان و دوره اي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مومنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري، با غايب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند.

فرمود: همان حكمتي كه در غيبت حجت هاي گذشته وجود داشت، در غيبت آن جناب وجود دارد، اما حكمتش جز بعد از ظهور او ظاهر نمي شود، چنانكه حكمت سوراخ كردن كشتي و كشتن جوان و اصلاح ديوار به دست حضرت خضر عليه السلام براي حضرت موسي عليه السلام آشكار نشد جز هنگامي كه مي خواستند از هم جدا شوند.

اي پسر فضل! موضوع غيبت، سرّي از اسرار خدا و غيبي از غيوب الهي است، چون خدا را حكيم مي دانيم بايد اعتراف كنيم كه كارهايش از روي حكمت صادر مي شود، گرچه تفصيلش براي ما مجهول باشد."(1)

از اين حديث استفاده مي شود كه علت اصلي و اساسي غيبت به دليل اين كه اطلاع بر آن به صلاح مردم نبوده، يا استعداد فهمش را نداشته اند، بيان نشده است.

در عين حال به مواردي از فلسفه غيبت در بعضي از روايات اشاره شده است كه به صورت اختصار بيان مي كنيم:

آزمايش مردم

يكي از سنت هاي الهي، آزمايش مردم است. اين سنت در تمام امت هاي گذشته نيز اجرا شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: "احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن الله الذين صدقوا و ليعلمن الكاذبين."(2)

آيا مردم خيال مي كنند كه همين كه گفتند ايمان آورديم رها شده و ديگر امتحان نمي شوند، كساني را كه قبل از آنها بودند، آزمايش كرديم تا خداوند راستگويان و دروغ گويان را مشخص كند.

غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقاي من! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست مي دهد و تنها مي ماند."

با توجه به اين آيه، خداوند متعال در هر زمان و دوره اي، مردم آن دوره را مورد امتحان قرار مي دهد تا مومنين واقعي از متظاهرين به دين و ايمان مشخص شوند. امتحان الهي در هر زمان، متفاوت و متناسب با رشد و كمال عقلي مردم آن زمان است. در دوران غيبت كبري، با غايب شدن حجت خدا، مردم به استقامت و پايداري نسبت به دين امتحان مي شوند تا منتظرين واقعي از غير واقعي تميز داده شده و هر كدام پاداشي در خور موفقيت در اين امتحان به دست آورند.

"سدير" مي گويد. در خدمت مولايمان امام صادق عليه السلام بوديم، امام عليه السلام روي زمين نشسته و عبائي بي يقه و با آستين كوتاه پوشيده بود، در آن حال مانند پدر فرزند مرده گريه مي كرد، آثار حزن از رخسار مباركش نمايان بود و مي فرمود: آقاي من! غيبت، هزاران سرّ نهان در نظام دين و برنامه هاي مترفي آن دارد كه درك هر يك، دلي دريايي و چشمي بينا مي خواهد تا آنجا كه همه پيامبران هم نمي توانند به تمام اسرار آگاه باشند.

غيبت تو خواب را از من ربوده و لباس صبر را بر بدنم تنگ و آرامش را از من سلب كرده است. آقاي من! غيبت تو براي هميشه مرا اندوهگين كرده مثل كسي كه تمام بستگانش را يكي پس از ديگري از دست مي دهد و تنها مي ماند."

سدير مي گويد: از ناله هاي جانگداز حضرت، پريشان شده و عرض كردم: اي فرزند رسول خدا! خداوند ديدگان شما را گريان نكند، براي چه اين قدر ناراحت و محزون هستيد؟

امام صادق عليه السلام آه سوزناكي كشيد و [بدين مضمون] فرمود: "قائم ما غيبت طولاني كرده و عمرش طولاني مي شود. در آن زمان اهل ايمان امتحان مي شوند و به واسطه طول غيبتش، شك و ترديد در دل آنها پديد مي آيد و بيشتر، از دين خود برمي گردند."

بيم از كشته شدن

"زراره" گويد امام صادق عليه السلام فرمود: "براي حضرت قائم قبل از ظهورش غيبتي است."

پرسيدم: چرا؟

فرمود: "يخاف علي نفسه الذبحه"(3) بر جانش از كشته شدن مي ترسد.

در دوران غيبت، مردم جهان به تدريج براي ظهور آن مصلح حقيقي و سامان دهنده وضع بشر، آمادگي عملي و اخلاقي پيدا مي كنند. روش آن حضرت مانند روش انبياء و اولياء گذشته نيست تا مبتني بر اسباب و علل عادي و ظاهري باشد، بلكه روش او در رهبري بر جهان بر مبناي حقايق و حكم به واقعيات، و ترك تقيه و ... است، كه انجام اين امور نياز به تكامل علوم و معارف و ترقي و رشد فكري و اخلاقي بشر دارد، به طوريكه قابليت براي حكومت واحد جهاني در راستاي تحقيق احكام الهي فراهم باشد.

حضرت همواره در معرض كشته شدن بوده و هست زيرا حكام ستمگري كه در طول دوران اسلامي حكم رانده اند (عباسيان و غير آنان از كساني كه به ويژه در خاورميانه حكومت نموده اند) بيشترين تلاش و كوشش خود را صرف پايان بخشيدن به زندگاني حضرت مهدي عليه السلام مي نمودند.

خصوصاً پس از آن كه مي دانستند كه حضرت مهدي عليه السلام همان كسي است كه تخت هاي حكمرانان ظلم و جور را متزلزل نموده، در هم خواهد شكست و همان كسي است كه هستي ظالمان را نابود و از استيلاء آنان بر بندگان خدا و كشورها جلوگيري خواهد كرد.

هيچ يك از امامان معصوم به مرگ طبيعي از دنيا نرفتند، بلكه طاغوت هاي اين امت، آنان را شهيد كردند، با اين كه مي دانستند بشارت ها و اخباري كه راجع به حضرت مهدي عليه السلام وارد شده، درباره آنان (يازده امام عليه السلام) وارد نشده است. مثلاً درباره هيچ يك از ائمه عليهم السلام حتي يك حديث به اين مضمون وارد نشده كه دنيا را از عدل و داد پر خواهد ساخت و بر تمام وسايل پيروزي و ظفر براي وي فراهم خواهد آمد، جز درباره وجود مقدس حضرت مهدي عليه السلام.

با چنين خبرهايي، حكومت هاي جور و ستم در قبال شخصيتي بزرگ كه مي خواهد حاكميت ظلم و ستم را از بين برده و حاكميت عدل و داد را در سراسر جهان بگستراند، دست روي دست نگذاشته و سكوت نمي كردند و همواره مترصد كشتن چنين انساني بودند.

آمادگي و استعداد مردم

قانون عرضه و تقاضا در جوامع بشري همواره و در همه جا جاري است و عرضه، مطابق تقاضا مي باشد، در غير اين صورت نظام زندگي به هم خورده و تعادل خود را از دست مي دهد. اين قانون تنها جنبه اقتصادي ندارد بلكه در مسائل اجتماعي نيز جاري است.

بدون تقاضا، عرضه بي فايده است. نياز به رهبر و پيشوا براي جامعه نيز از اين فايده و قانون مستثني نبوده و در قالب استعداد و آمادگي مردم تحقق پيدا مي كند.

حضرت علي عليه السلام فرمود: "بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از ديدار او كور خواهد ساخت. "

در دوران غيبت، مردم جهان به تدريج براي ظهور آن مصلح حقيقي و سامان دهنده وضع بشر، آمادگي عملي و اخلاقي پيدا مي كنند. روش آن حضرت مانند روش انبياء و اولياء گذشته نيست تا مبتني بر اسباب و علل عادي و ظاهري باشد، بلكه روش او در رهبري بر جهان بر مبناي حقايق و حكم به واقعيات، و ترك تقيه و ... است، كه انجام اين امور نياز به تكامل علوم و معارف و ترقي و رشد فكري و اخلاقي بشر دارد، به طوري كه قابليت براي حكومت واحد جهاني در راستاي تحقيق احكام الهي فراهم باشد و جامعه بشري به اين مطلب برسد كه هيات هاي حاكمه با روش هاي گوناگون نمي توانند از عهده اداره امور برآيند، و مكتب هاي سياسي و اقتصادي مختلف دردي را درمان نمي كنند، اجتماعات و كنفرانس ها و سازمان هاي بين المللي و طرح ها و كوشش هاي آنها به عنوان حفظ حقوق بشر نمي توانند نقشي را ايفاء كنند و از تمام اين طرح ها كه امروز و فردا مطرح مي شود مايوس شود.

وقتي اوضاع و احوال اينگونه شد و مردم از تمدن منهاي دين، معنويت و انسانيت به ستوده آمدند و تاريكي و ظلمت جهان را فرا گرفت، ظهور يك مرد الهي در پرتو عنايت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار مي گيرد. در اين شرايط ، پذيرش جامعه از نداي روحاني يك منادي آسماني بي نظير خواهد بود، زيرا در شدت ظلمت و تاريكي، درخشندگي نور نمايان تر مي گردد.

خالي نماندن زمين از حجت

حضرت علي عليه السلام فرمود: "لا تخلواالارض من قائم بحجة الله" هيچگاه زمين از كسي كه قائم به امر الهي باشد خالي نخواهد ماند.

از سنت هاي دائمي الهي اين است كه از آغاز آفرينش، بشر را تحت سرپرستي يك راهنما و رهبر قرار داده است و براي هر قوم و ملتي رسولي فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهي بترساند و وصي و خليفه و جانشين و امام پس از او نيز همان سيره و روش پيامبر را عمل كرده و مردم را به اهداف الهي نزديك كرده است.

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: "اگر در دنيا دو نفر وجود داشته باشند، يكي از آنها امام و حجت خدا است." (4)

باز مي فرمايد: "آخرين كسي كه از اين دنيا خواهد رفت، امام است و او حجت خدا بر خلق است و بايد او آخرين نفر باشد كه از دنيا مي رود، براي اين كه كسي بدون حجت و رهبر نماند تا با خداي احتجاج كرده، شكايت نمايد كه تكليف خود را در دنيا نمي دانسته است." (5)

حضرت علي عليه السلام فرمود: "بدانيد زمين از حجت خدا خالي نمي ماند، ولي خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان، آنها را از ديدار او كور خواهد ساخت. "(6)

با توجه به روايات فوق و بررسي دوران زندگي امامان معصوم عليه السلام كه هيچ كدام با مرگ طبيعي از دنيا نرفتند، اگر آخرين حجت الهي نيز غايب نمي شد و در ميان مردم حضور عادي مي داشت، يقيناً به سرنوشت امامان ديگر دچار مي شد، و مردم براي هميشه از فيض الهي محروم مي شدند. خداوند متعال با حكمت بالغه اش آخرين حجت خود را به وسيله غيبت، حفظ و صيانت نموده تا زمين از حجت حق خالي نماند.

نداشتن يار و ياور

يكي از علت هاي غيبت امام زمان عليه السلام، نبود انصار و اصحاب جهت ياري رساندن به آن حضرت است. از روايات مختلف اين نكته برداشت مي شود كه نصاب ياران حضرت مهدي عليه السلام 313 نفر مي باشد كه با تولد و رشد آنها، يكي از موانع ظهور مرتفع مي گردد. انصار و ياران حضرت را مي توان به دو گروه تقسيم كرد:

الف- ياران خاص: كه 313 نفر مي باشند و صفات و شاخصه هايي كه در روايات ذكر شده، مربوط به آنها مي باشد و در زمان ظهور و حكومت جهاني حضرت، تصدي مناسب مهم حكومتي را به عهده دارند.

از حضرت علي عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "ياران خاص قائم جوانند، بين آنان پيري نيست مگر به ميزان سرمه در چشم و يا مانند نمك در غذا كه كمترين ماده غذا نمك است. " (7)

از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: "مرداني اند كه گويي قلب هايشان مانند پاره هاي آهن است. هيچ چيز نتواند دل هاي آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شك و ترديد سازد. سخت تر از سنگ هستند و ..." (8)

ب- ياران عام: نصاب معيني ندارند. در روايات تعداد آنها مختلف و در بعضي از آنها تا 10 هزار نفر در مرحله اول ذكر شده است كه در مكه با حضرت پيمان مي بندند.

امام زمان عليه السلام با اين تعداد از ياران خاص و عام، قيام جهاني خود را شروع مي كند.

تعهد نداشتن نسبت به حاكمان جور

امام صادق عليه السلام فرمود: "يقوم القائم و ليس لاحد في عنقه عهد ولا عقد ولا بيعه" (9) قائم ما در حالي ظهور مي كند كه در گردن او براي احدي عهد و پيمان و بيعتي نيست.

برنامه مهدي موعود، با ساير ائمه اطهار عليهم السلام تفاوت دارد. ائمه عليهم السلام مامور بودند كه در ترويج و انذار و امر به معروف و نهي از منكر تا سر حد امكان كوشش نمايند، ولي سيره و رفتار حضرت مهدي عليه السلام متفاوت با آنان بوده و در مقابل باطل و ستم، سكوت نكرده با جنگ و جهاد، جور و ستم و بي ديني را ريشه كن مي نمايد. اصلاً اينگونه رفتار از علائم و خصائص مهدي موعود شمرده مي شود.

به بعضي از امامان كه گفته مي شد: چرا در مقابل ستمكاران قيام نمي كني؟

جواب مي دادند: اين كار به عهده مهدي ماست.

به بعضي از امامان اظهار مي شد: آيا تو مهدي هستي؟ جواب مي داد: مهدي با شمشير جنگ مي كند و در مقابل ستم ايستادگي مي نمايد ولي من چنين نيستم.

به بعضي عرض مي شد: آيا تو قائم هستي؟ پاسخ مي داد: من قائم به حق هستم، ليكن قائم معهودي كه زمين را از دشمنان خدا پاك مي كند، نيستم.

از اوضاع آشفته جهان و ديكتاتوري ظالمين و محروميت مومنين شكايت مي شد، مي فرمودند: قيام مهدي مسلم است، در آن وقت اوضاع جهان اصلاح و از ستمكاران انتقام گرفته خواهد شد. مومنين و شيعيان هم به اين نويدها دلخوش بودند و هر گونه رنج و محروميتي را بر خود هموار مي كردند.

اكنون با اين همه انتظاراتي كه مومنين بلكه بشريت از مهدي موعود دارند، آيا امكان داشت كه آن جناب با ستمكاران عصر بيعت و پيمان خويش وفادار بماند و در نتيجه هيچ وقت اقدام به جنگ و جهاد نكند، زيرا اسلام عهد و پيمان را محترم شمرده و عمل به آن را لازم دانسته است.

از اين رو در احاديث تصريح شده كه يكي از اسرار غيبت و مخفي شدن ولادت حضرت صاحب الامر عليه السلام اين است كه ناچار نشود با ستمكاران بيعت كند تا هر وقت خواست، قيام كند و بيعت كسي در گردنش نباشد.

امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود: "ان الله عزوجل يخفي ولادته و يغيب شخصه لئلا يكون لاحد في عنقه بيعة اذا خرج" خداوند عزوجل ولادت او را مخفي مي كند و شخص او را از ديده ها پنهان مي سازد تا هنگامي كه ظهور مي كند كسي را در گردن او بيعت نباشد. (10)

پي نوشت ها:

1- مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 91.

2- سوره عنكبوت، آيه 2

3- شيخ صدوق، كمال الدين و اتمام النمعه، ج 2، باب 44، ج 11، ص 482.

4- علامه حائري، الزام الناصب، ص 4، ر.ك زندگاني حضرت صاحب الزمان، ص 164.

5- همان مدرك .

6- كافي، ج 2، ص 164، ر. ك مكيال المكارم، ص 160.

7- علامه مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 333، حديث 10، غيبت نعماني، باب بيستم .

8- علامه مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 308.

9- اصول كافي، ج 1، ص 342 .

10- كامل سليمان، يوم الخلاص، ص 101.

منبع: نشريه مبلغان، شماره 26

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 10:3 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد

پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388

ارسال شده در :چهارشنبه 18 شهریور ماه سال 1388 ساعت 12:21

حقیقت شب قدر

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حکمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یک کلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست که شامل شکل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مکانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان که در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است که در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى که علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شکل، رنگ، موقعیت مکانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است که براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یکدیگر و این که هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حکمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شکل و خصوصیت زمانى و مکانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود کسب کرده است و یک پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى ترکیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است که هر یک تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شکل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، کنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد که از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد که عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

با روشن شدن معناى قدر، امکان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است که همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

به عبارت روشن‏تر، شب قدر یکى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یکى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یکم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارک رمضان است.(11) در این شب - که شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى که در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تکرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیکویى سرنوشت یک ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)

پس شب قدر شبى است که:

1. قرآن در آن نازل شده است.
2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.
3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به کارهایى مى‏گردد.

بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مبارکه «بقره» مى‏فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان که در آن قرآن ‏نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مبارکه دخان مى‏فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا کُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد که نزول [دفعى‏] قرآن در یک شب بوده است که از آن به شب مبارک تعبیر شده است. همچنین در سوره مبارکه قدر تصریح شده است که قرآن در شب قدر نازل شده است.

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.
2. قرآن در شبى مبارک از شب‏هاى ماه مبارک رمضان نازل شده است.
3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.
4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مبارکه دخان دو امر است:

الف. نزول قرآن.
ب. هر امر حکیمى در آن شب مبارک جدا مى‏گردد.

اما سوره مبارکه قدر که به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مبارکه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در این شب مبارک، ملائکه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند که آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

ه. این نزول براى تحقق هر امرى است که در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ کُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - که مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - که تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تکرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.

مرحوم کلینى در کافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏کند که آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است که همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى که قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است که خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق کل امر حکیم؛ در آن شب هر، امرى با حکمت، متعین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى که باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى که قرار است متولد شود یا اجلى که قرار است فرارسد یا رزقى که قرار است برسد و ... . 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 9:32 توسط متوسلین ال یاسین شهر خالدآباد


(اللهم عجل لولیک الفرج)
ای پادشه خوبان
داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد
وقت است که باز آیی
هیئت فرهنگی مذهبی متوسلین به آل یاسین توسط عده ای از جوانان عاشق اهل بیت شهر خالدآباد تشکیل شده که به عشق امام زمان(عج) کارهای فرهنگی انجام می دهند
از شما هم ممنونیم که به این کلبه ی ما تشریف آوردید
تقدیم به عاشقان و منتظران امام زمان (عج)
شاید این جمعه بیاید شاید
برگزاری مراسم:
- شبهای چهارشنبه جلسات هفتگی و قرائت زیارت آل یاسین
- شبهای پنجشنبه قرائت دعای کمیل
- صبح جمعه هر هفته قرائت دعای پر فیض ندبه
که این مراسم در مسجد حجت ابن الحسن(عج) خالدآباد برگزار می گردند
- شبهای ماه مبارک رمضان هم جلسات خانگی ختم قران که شبی دریک منزل گرد هم آمده و قران را قرائت می کنند


Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ